محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

334

مناقب مرتضوى ( فارسي )

منقبت : هم در كتاب مذكور از خواجه حسن بصرى - رضى الله عنه - منقول است كه : « روزى امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - در بلدهء كوفه با جمعى از اصحاب متوجه مقابر عامهء مؤمنان گرديد . چون به آنجا رسيده به تازيانه سه خط كشيده و هر مرتبه دينارى برآمده پس به مردم نموده باز همان جا دفن كرده فرمود : شما را نيكوكارى بردارد و مراجعت نمود . بعضى از واقفان كلنگ برداشته به آن موضع رفته چندان كندند كه آب برآمده اصلا اثرى از آن دينار نيز ظاهر نشد . چون اين خبر به سمع مباركش رسيد فرمود : متصرّف نشود آن دينار را مگر محمّد مهدى [ ع ] . و به روايتى گفتند : مگر يكى از فرزندان من كه او را مرتبهء امامت باشد . » منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « در زمان خلفاى عباسيّه ، مدّاحى از مردم بلخ در مصر ساكن بود و على الاتّصال زبان به مدّاحى اهل بيت مىگشود و فى الغدوّ و الآصال وصف ايشان مىنمود . روزى در مسجدى صغير و كبير و وضيع و شريف حاضر بودند و به طاعت و عبادت اشتغال مىنمودند در مداحت شاه ولايت و نور هدايت اسد اللّه الغالب ، على بن ابى طالب زبان بگشود و از صيقل منقبت زنگ ملامت از آينهء ضمير محبان بزدود و به عشق شاه ولايت‌پناه يك من نان و حلوا از آن جماعت طلب نمود . خارجى از آن ميان 4853224 خ 0 42 خ قد برافراشته دستش بگرفت و گفت : به خانهء من بيا كه در تلطّف و احسان بر روى تو گشايم و حاجات تو را روا نمايم . پس راه خانه سپرده او را به منزل خود برده به غلام خود فرمود : در سرا بربند و روى طاعت بر وى بگشا و هرچه فرمايم اطاعت نماى تا در آزادى به روى تو گشايم و تو را از مال خود آزاد نمايم و يك بدره زر بر آزادى تو نيز افزايم . آنگاه فرمود : مانند گوسفند دست و پاى اين رافضى بربند و هر دو چشمش از كاسهء سر بيرون آر و دست و پاى و زبانش قطع نموده ، راه خوشنودى من بسپار . غلام به موجب فرموده عمل نموده چون عالم لباس عباسيان در پوشيده و چون دل تاريك خارجيان سياه گرديد . آن ملعون به غلام گفت كه : راه گورستان بسپار ، مداح را به گورستان برده بگذار تا در آنجا به خوارى جان به ملك الموت سپارد . و غلام راه اطاعت سپرد . او را به گورستان برد . قضا را در آن وقت خضر - عليه السّلام - به طوف روضهء مقدّسهء مطهّرهء منوّرهء امير المؤمنين آمده گرد مزار مىگرديد . از قبر آوازى شنيد كه : اى برادر ، به سوى مصر بشتاب و آن مدّاح ما را كه در گورستان افتاده و رو به راه آخرت نهاده درياب . پس ابواب تلقين بر وى گشوده و به هر عضو بريدهء مدّاح از اسماء اعظم به او